پالایشگاههای نفت و گاز بهصورت ذاتی در زمره خطرناکترین محیطهای صنعتی جهان قرار میگیرند. وجود گازها و بخارات قابل اشتعال، سیالات هیدروکربنی، مواد شیمیایی فرّار، تجهیزات تحت فشار و فرآیندهای پیوسته عملیاتی، باعث میشود که بخش قابل توجهی از این تاسیسات در محدوده محیطهای مستعد انفجار طبقهبندی شوند. به همین دلیل، استانداردهای ایمنی در پالایشگاهها نهتنها سختگیرانهتر از سایر صنایع هستند، بلکه اجرای آنها بهعنوان یک الزام غیرقابل چشمپوشی تلقی میشود.
در چنین شرایطی، اجرای عملیات کار در ارتفاع، بهویژه با روش راپل صنعتی یا دسترسی طناب، نیازمند رعایت مجموعهای از بایدها و نبایدهای بسیار دقیق است. هرگونه سهلانگاری، استفاده از تجهیزات نامناسب یا عدم آشنایی نیروهای اجرایی با الزامات محیطهای انفجاری میتواند منجر به حوادثی شود که پیامدهای آن فراتر از آسیب فردی بوده و کل واحد عملیاتی پالایشگاه را با بحران مواجه سازد. این مطلب با رویکردی تخصصی، به بررسی الزامات، محدودیتها و اصول ایمنی اجرای راپل صنعتی در محیطهای ATEX پالایشگاهی میپردازد.
ATEX عنوان مجموعهای از دستورالعملها و استانداردهای اروپایی است که برای کنترل و مدیریت خطر انفجار در محیطهای صنعتی تدوین شدهاند. این استانداردها محیطهایی را که در آنها احتمال حضور گازها، بخارات یا گرد و غبارهای قابل اشتعال وجود دارد، به زونهای مشخص تقسیمبندی میکنند. در پالایشگاههای نفت و گاز، حضور بخارات هیدروکربنی، گازهای قابل اشتعال و ترکیبات شیمیایی فرّار باعث میشود بسیاری از فضاها، بهویژه اطراف تجهیزات فرآیندی، مخازن، خطوط انتقال و واحدهای عملیاتی، در محدوده زونهای ATEX قرار گیرند.
اهمیت ATEX در پالایشگاهها از آن جهت است که کوچکترین منبع جرقه، افزایش دما یا تخلیه الکتریسیته ساکن میتواند آغازگر یک انفجار باشد. اجرای راپل صنعتی در چنین محیطهایی بدون رعایت الزامات ATEX، نهتنها ریسک انفجار را افزایش میدهد، بلکه از دیدگاه HSE پالایشگاهی کاملا غیرقابل قبول است.
راپل صنعتی در پالایشگاهها با چالشهایی مواجه است که در پروژههای ساختمانی یا شهری وجود ندارد. یکی از مهمترین این چالشها، احتمال ایجاد جرقه مکانیکی در اثر تماس تجهیزات فلزی با یکدیگر یا با سطوح فلزی تاسیسات است. علاوه بر آن، تجمع الکتریسیته ساکن در طنابها، لباس کار یا تجهیزات میتواند بهعنوان یک منبع بالقوه اشتعال عمل کند.
تماس ناخواسته با سطوح داغ، محدودیت استفاده از ابزارهای برقی و نیاز به هماهنگی دائمی با واحدهای عملیاتی فعال پالایشگاه، از دیگر چالشهای اساسی در این نوع پروژهها محسوب میشود. شناخت دقیق این مخاطرات و برنامهریزی برای کنترل آنها، نخستین گام در اجرای ایمن عملیات راپل صنعتی در محیطهای انفجاری است.
اجرای ایمن راپل صنعتی در محیطهای انفجاری مستلزم رعایت مجموعهای از الزامات فنی و اجرایی است که عدم توجه به هر یک از آنها میتواند سطح ریسک پروژه را بهطور قابل توجهی افزایش دهد.
استفاده از تجهیزات ضدجرقه
تمام تجهیزات فلزی مورد استفاده در عملیات راپل صنعتی باید بهگونهای انتخاب شوند که احتمال ایجاد جرقه مکانیکی را به حداقل برسانند. این تجهیزات باید دارای پوششهای مناسب، طراحی ایمن و فاقد لبههای تیز یا سطوحی باشند که در اثر ضربه یا اصطکاک جرقه تولید میکنند. سازگاری تجهیزات با محیطهای ATEX یکی از شروط اصلی تایید آنها از سوی واحد HSE پالایشگاه است.
کنترل و مدیریت الکتریسیته ساکن
الکتریسیته ساکن یکی از خطرناکترین عوامل در محیطهای انفجاری به شمار میرود. برای کنترل این ریسک، استفاده از تجهیزات و لباسهای آنتیاستاتیک الزامی است. لباس کار نیروهای راپل صنعتی باید مطابق با استانداردهای ضدالکتریسیته ساکن باشد و اتصال مناسب به زمین در نقاط لازم مورد بررسی و تایید قرار گیرد. بیتوجهی به این موضوع میتواند به ایجاد تخلیه الکتریکی و در نهایت انفجار منجر شود.
در محیطهای ATEX، استفاده از ابزارهای برقی معمولا ممنوع یا بهشدت محدود است. در مواردی که استفاده از ابزار برقی اجتنابناپذیر باشد، این ابزارها باید دارای تاییدیه مخصوص محیطهای انفجاری باشند. ابزارهای دستی نیز باید از نوع ضدجرقه انتخاب شوند و نحوه حمل و نگهداری آنها بهگونهای باشد که از سقوط، برخورد یا ایجاد ضربه جلوگیری شود.
مدیریت صحیح ابزارها نقش مستقیمی در کاهش ریسک انفجار دارد و یکی از مواردی است که در بازرسیهای HSE پالایشگاهها بهدقت مورد بررسی قرار میگیرد.
نیروهای راپل صنعتی فعال در پالایشگاهها، علاوه بر دارا بودن گواهینامههای تخصصی مانند IRATA، باید آموزشهای اختصاصی مرتبط با محیطهای ATEX را نیز گذرانده باشند. آشنایی با زونبندی انفجاری، شناخت تجهیزات مجاز در هر زون و درک صحیح از رفتار ایمن در شرایط اضطراری، از جمله الزامات آموزشی این نیروها است.
عدم آموزش تخصصی ATEX، حتی برای نیروهای دارای مهارت فنی بالا، یک نقطه ضعف جدی محسوب میشود و میتواند ایمنی کل پروژه را تحت تاثیر قرار دهد. به همین دلیل، پالایشگاهها بهطور جدی بر سوابق آموزشی نیروهای اجرایی نظارت میکنند.
در محیطهای انفجاری، صدور مجوز کار یا Permit to Work اهمیت دوچندان دارد. پیش از آغاز عملیات راپل صنعتی، گازسنجی محیط باید انجام شود و نتایج آن به تایید واحد HSE برسد. علاوه بر این، پایش مستمر شرایط محیطی در حین اجرا ضروری است و در صورت افزایش ریسک، امکان توقف فوری عملیات باید وجود داشته باشد.
اجرای راپل صنعتی در محیطهای ATEX بدون هماهنگی کامل با واحد HSE پالایشگاه، از نظر ایمنی غیرقابل قبول بوده و میتواند منجر به توقف پروژه یا لغو مجوز فعالیت پیمانکار شود.
برخی از اشتباهات رایج در پروژههای پالایشگاهی میتواند پیامدهای فاجعهباری به همراه داشته باشد. استفاده از تجهیزات غیراستاندارد، بیتوجهی به زونبندی ATEX، اجرای همزمان عملیات گرم یا Hot Work و عدم پایش گازهای قابل اشتعال از جمله مواردی هستند که بیشترین سهم را در بروز حوادث انفجاری دارند.
این نبایدها معمولا ناشی از ضعف در برنامهریزی، کمبود آموزش یا نادیده گرفتن الزامات HSE هستند و باید بهطور جدی از آنها اجتناب شود.
در پروژههای ATEX، وجود یک روش اجرایی دقیق، مکتوب و تاییدشده، شرط اصلی آغاز عملیات است. Method Statement باید تمامی مراحل کار، تجهیزات مورد استفاده، سناریوهای اضطراری و مسیرهای خروج ایمن را بهطور شفاف مشخص کند. بدون تصویب این سند توسط واحد HSE پالایشگاه، اجرای راپل صنعتی مجاز نخواهد بود.
با وجود تمام محدودیتها و حساسیتها، راپل صنعتی همچنان یکی از ایمنترین و کارآمدترین روشها برای انجام کار در ارتفاع در پالایشگاهها محسوب میشود. کاهش نیاز به داربست فلزی، کاهش زمان حضور نیروها در محیطهای پرخطر و امکان انجام عملیات هدفمند و محدود، از جمله مزایای این روش است. البته تحقق این مزایا تنها در صورتی امکانپذیر است که تمامی الزامات ATEX و HSE بهطور کامل رعایت شود.
راپل صنعتی در محیطهای انفجاری (ATEX) پالایشگاهها عملیاتی بسیار حساس، تخصصی و پرریسک است که تنها با رعایت دقیق بایدها و نبایدهای ATEX میتواند ایمن و موفق اجرا شود. انتخاب پیمانکار واجد صلاحیت، استفاده از تجهیزات استاندارد، آموزش تخصصی نیروها و نظارت مستمر واحد HSE، ارکان اصلی موفقیت در این نوع پروژهها محسوب میشوند. در نهایت، پایبندی به این اصول نهتنها از بروز حوادث جلوگیری میکند، بلکه تداوم تولید، حفظ اعتبار پالایشگاه و صیانت از جان نیروی انسانی را تضمین خواهد کرد.